close
چت روم
PINK LOVE.P3

جستجو در سایت آموزشی:

×

تبلیغات

آرشیو

آخرین کاربران

جستجو

تبلیغات

نویسنده : بانو بازدید :55
PINK LOVE.P3

دسته:
تاريخ ارسال:دوشنبه 04 اسفند 1393 ساعت: 17:31
دیدگاه ها:نظرات()
PINK LOVE.P3

میخوام تو این پست پارت اول  داستانPINk LOVE . P3 رو براتون بذارم امیدوارم خوشتون بیاد

 

نویسا: خب تو هم شبیه دخترا داری. هیونگ: آره ولی نه به اندازه تو درسته؟ نویسا: خب میگیچی کارکنم؟ چی کار کنم که شبیه پسرا بشم؟ هیونگ: حالا چرا بهت بر میخوره؟ کلا آدم رکیم چیزیو ببینم میگم تا دلیلشو بدونم نویسا:آهان، چی شد؟ حالا دلیلشو فهمیدی؟هیونگ: چ خب حالا دیگه بسه، اصلا من دخترم خوب شد؟ حالا بیا بریم تو سالن که همه منتظرتن. هیون: به به بلا خره بعد از یک ساعت تشریف مبارکتونو آوردین، ببخشید من یه سوال دارم شما ها رفته بودین چمدونا رو بزارین یا چمدون بسازین؟ هیونگ: کافیه دیگه ما فقط کمی با هم حرف زدیم همین.یونگ: ببینم دنی، هیونگ احیانا دختری برا دوست شدن بهت معرفی نکرد؟ نویسا: نه چه طور مگه؟

یونگ:آخه 14 تا 14 تا دوست دختر داره گفتم شاید بخواد یکیشونو بده بهت . نویسا: اوه اه

چهارده تا چه طور وقت میکنی به همشون برسی؟جونگ:آخه با همشون که یه کار انجام نمیده پس مشکلی نداره. هیون: ببخشید جونگی خان کسی با ید اینو بگه که خودش پاک باشه نه مثل تو که.....!! نویسا: اون چی؟. هیونگ: خب اون.... جونگ: نه نه نه نگو قرار شد کسی چیزی نفهمه.یونگ: خب دنی هم دیگه از خودمونه باید بدونه یا نه؟ نویسا: یکی برا من تو ضیح بده اینجا چ خبره؟ هیون: خب جونگمین یه دوست دختر داره اسمش سو یونگه ست خب اونا مدت زیادی با هم بودن تا اینکه رابطشون به جایی کشید که سو یونگ باددار شد و الان این دختره ولکن نیس و میگه که جونگمین با ید باهاش ازدواج کنه مگه نه....!!نویسا:واو خیلی خفنه!! هی توچرا یه همچین کار احمقانه ای کردی؟. جونگ: خب چی کار کنم؟ خودش خواست. نویسا: یعنی خودش خواست که آبروش بره خیلی جالبه باید دختر زیرکی باشه که این جوری میکنه.راستی من باید برم بازار کلی کار دارم. هیون:  اینم سویچ مو تور بیا بگیر. نویسا: یعنی باید با موتور برم.مرسی با دوچرخه راحت ترم. یونگ: هه هه هه!! تو خیلی بامزه ای نگو که بلد نیستی یه موتو روبرونی که خندم میگیره.نویسا: کی گفته من بلد نیستم؟ باشه خودم میرونم فعلا بای.من تقریبا تونستم تا اوایل بازار موتو رو کنترل کنم.اما همین که تو اوج موتو ر سواری بودم متوجه یه چاله ی بزرگ شدم که جلوم بود اصلا نتونستم خودمو کنترل کنم. در همین لحظه یه آقای قد بلند و خوش تیپ جلوم وایساده بود. از بس ترسیده بودم چشامو بستم و تا اینکه موتور افتاد تو ی اون گودال و منم از موتور پرت شدم پایین و افتادم روی اون آقای قد بلد. اصلانگاش نکردم. فقط سعی کردم خودمو جمع و جور کنم .آقا: حالت خوبه؟ نویسا: بله بله مرسی خوبم.خیلی سریع موتو رو در آوردم و رفتم.آقا: این کی بود چه قدر آشنا میزد.خیلی جااالبه.......

من هنوز تو شوک بودم و خیلی سریع رفتم خونه و قتی رفتم: جونگ:سلام..... وای چرا این شکلی شدی؟ تصادف کردی؟ نویسا: نه بابا تصادف کیلو چنده؟ با یکی دعوام شد.هیون: اصلابهت نمیاد اهل زد و خورد باشی. نویسا: خب حالا که هستم. هیونگ:یه خبر دارم در حد لالیگا .البته برا هیون فردا باید بریم تو ی یه شرکت بزرگ. هیون: خب این کجاش جالبه؟ هیونگ: خب آخه لی مین هو و خواهرش ارمیا می خوان بیان .هیون: ارمیا؟ مگه از فرانسه بر گشته؟ جونگ:خب معلومه ک بر گشته یه ما هی میشه.هیون حالت خیلی تا سف باری رفت تو اتاقش . نویسا:هیون چش شد؟جونگ: آخه با ارمیا یه جریانی داشته البته بر میگرده به7 سال پیش تر جیح میدیم چیزی نگیم تا این موضوع کامل فراموش بشه.

من این قضیه برام مبهم بوووود ولی زیاد وراجی نکردم و خیلی سریع رفتم بخوابم.

................صبح زود .........................

همه از خواب بیدار شدن و رفتیم تو ی اون شرکت بزرگ اول که رفتیم مارو تحویل گرفتن بعد

ازیه ساعت که متظر مونیم منشی گفت: خانوم و آقای لی دارن میان.وقتی اومدن تو به همه سلام کردن مین هو اومد طرف من که باهام سلام کنه همین که چشامون تو چشای همدیگه افتاد. مین هو: تو؟ تو همونی نیستی که؟؟؟.....هیون: شما ها همدیگه رو میشناسید؟ مین هو:من و این آقا تو خیابون با هم بر خورد کردیم. ارمیا: تو و این آقای جذاب با هم بر خورد کردیم.نویسا: جذاب بامنی؟ارمیا:آره معلومه ک با تو امببینم اسمت چیه؟ - اسمم؟ دانیله.- خوشبختم منم ار میامارمیا: تو خیلی خیلی پسر خوشگلی هستی. نویسا: مرسی تو هم دختر زیبایی هستی.ارمیا: میای بریم با هم قدم بزنیم. نویسا: البته بیا بریم. مین هو:این عضو جدیدتونه؟خیلی بچه اس.به نظر میاد ار میا ازش خوشش میاد.هیون: هه یعنی ار میاد اینقدر نامرده؟؟.مین هو: ببین هیون، تو اگه واقعا ارمیا رو می خواستی تو فرانسه تنهاش نمی زاشتی میدونی اون تنهایی تو فرانسه چی کشیده؟هیون: هی این بی انصافیه همه چیو بندازی تقصیر من ، اون خودش حاضر نشد کارشو ول کنه. جونگ: بسه دیگه این بحثا به جایی نمیرسه.هیونگ: دنی و ارمیا کجان؟ یونگ: کجا می خواستی باشن تو حیاط با همن دیگه. هیون : ببین این جوجه تیغی چه طور نیومده براما شاخ شده. جونگ: چی کارش داری؟ بزار اونم کمی یاد بگیره.هیون خیلی سریع رفت.مین هو: باورم نمیشه هیون بعد این همه سال هنوز تو فکرشه!! هیونگ: تو فکرشه؟ بعد ازاینکه از فرانسه بر گشت با هیچ کس دوست نشد. مین هو: ول کنید بیاین بریم یه نوشیدنی بزنیم.

................................

نویسا: دختر جون تو چرا افتادی دنبال من؟ ارمیا:آخه تو پسر خیلی جالبی هستی. میای با هم دوست شیم؟ نویسا: چی منظورت چه نوع دوستیه؟ ارمیا: منظورم همونیه که میگن دوست دختر دوست پسر ،نویسا: نه نه نه ببین دختر خانوم من و تو نمی تونیم با هم دوست بشیم.ارمیا: چرا؟نویسا: خب چون چون.... ارمیا: آها فهمیدم حتما به خاطر هیونه من و اون هیچ ارتباطی باهم نداریم و هر چی بوده گذشته. نویسا: اتفاقا برا همین بود اون دلش میشکنه .ارمیا:اتفاقا اشتباه منم این بود ک به دلش اهمیت دادم خب حالا چی کار می کنی؟ جوابم چیه؟؟نویسا: خب چی بگم راستش..... یه دفعه مین هو اومد و حرفمو قطع کرد و گفت: ار میا بیا بریم ک کلی کا داریم. ارمیا: باشه اومدم. بعدا می بینمت عزیزم. بای. نویسا: وای راحت شدم عجب دختر سیریشیه هاااا. همین که از پله ها اومدم پایین هیون جلوم وایساد ه بوود. هیون: حرفاتون تموم شد؟نویسا: آره تمومید. هیون: خوش گذشت؟ ببینم لذت اینکه بری دختر ی رو تور کنی که میدونی یکی دیگه دوسش داره چیه؟ نویسا: من نمی دونم تو داری راجع به چی حرف میزنی.هیون: بیا باهام می فهمی . نویسا: کجا باید بیام؟ هیون که دید فایده نداره خودش دست نویسارو کشد و آوردش تو دفتر مدیر. مدیر: چه تو نه؟ هیون: این آقا پسر حق نداره دیگه تو این گروه بمونه مگه نه جنازش رو زمینه.

مشاهده تگ ها:
بخش نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغ

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 97
کل نظرات کل نظرات : 13
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 2

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 52
بازدید دیروز بازدید دیروز : 5
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 0
آي پي امروز آي پي امروز : 3
آي پي ديروز آي پي ديروز : 3
بازدید هفته بازدید هفته : 73
بازدید ماه بازدید ماه : 291
بازدید سال بازدید سال : 1,646
بازدید کلی بازدید کلی : 84,236

اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی آی پی : 54.225.38.2
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
تاریخ امروز امروز : پنجشنبه 25 مرداد 1397

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

» رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد